خوزستان در عهد ال جابر

 

بعد از سنه 1273 ه ق. که جنگ انگلیس علیه ایران صورت گرفت تا پایان سلطنت نا صرالدین شاه در خوزستان جنگی صورت نگرفت . دراین مدت عشایر عرب به چند دسته تقسیم شدند وهر دست شیخی جداگانه داشت . مثلا عشایر بنی کعب محسین وباوه به حاج شیخ جابر سپرده شد بودند . البته عشایر بنی کعب فلاحیه(شادگان)از شیخ خود که به او لقب شیخ المشایخ داده بودند تبعیت میکردند . عشایر حویزه واطراف ان بجز بنی طرف تحت سرپرستی مشعشعیان بسر می بردند . همچنین ال کثیر ساکن بین دزفول وشوشتر و ال خمیس در اطراف رامهرمز هریک شیخ جداگانه داشتند .از میان این همه مشایخ شیخ جابر بن مرداو رئیس طایفه ال محسین سیاست خاصی برای پیشبرد اهداف خود اتخاذ کرده بود . به طوری که تظاهر به هواخواهی دولت مرکزی می نمود ویه همین دلیل معروفیت خاصی بدست اورد . و رفته رفته نفوذ و اقتداری کسب کرده بود . وی به خاطر فداکاریهای که از خود برای نجات ایران نشان داده بود - پس از جنگ انگلیس - در سال 1274 ه ق . به فرمان خانلر میرزا اختیار قبیله باویه به او سپرده شد . ده سال بعد بنا به فرمانی از سوی ناصر الدین شاه از درجه میر پنجی به سرتیپی ارتقا یافت. سرانجام پس ا ز سی سال حکمرانی در یکی از سالهای 1297 یا1298 قمری در شهر محمره(خرمشهر) در گذشت . بعد از مرگ حاج جابر فرزندش شیخ مزعل جانشین او گردید . وی از طرف شاه ایران به لقب خان و نصرت الملک مفتخر شد در سرپر سی سایکس در سفر نامه خود می نویسد 

 

سرانجام منزلت خانواده ال جابر بدین جا رسیده بود که کشتیهای دولتی به هنگام عبور از کاخ انها با توپ ادای احترام می کردند . حاج یوسف جد خانواده قبل از بنای بند محمره (خرمشهر) در روستای همیلی در مشرق این شهر در کنار نهری موسوم به ((جدید)) سکونت داشت .نهرالجدید را همیلی می گفتند این نهر در کنار تپه های ((ام الطول )) به جای شهر قدیمی بارما که در دوره اسلامی بیان نامیده شد قرار داشت گفته می شود که نهر جدید دنباله نهر تیری که در حویزه جاری بود ه است . حاج یوسف پدر حاج جابر نماینده شیخ غیث کعبی بود . بعد ها حاج جابر فرزند حاج یوسف عامل شیخ ثامراز مشایخ کعب فلاحیه گردید . عشیره محیسن که ال مرداو از ان است ونیز البو فرحان بغلانیه و بیت غانم که در روستای همیلی و اطراف ان سکونت داشتند به خاطر ریاست حاج یوسف وپسرش جابر خان بر انها از دستوراتشان اطاعت میکردند . پس از سالها عشایر مطور و هلالات مقیم خرمشهر وسواحل بهمن شیر و کارون به انها ملحق شدند . در سال1224 هجری از سوی پادشاه ایران فرمانی به احتشام السلطنه مبنی بر ایجاد گمرک وتشکیلات اداری بر کنار بندر محمره (خرمشهر)صادر گرید .بنابراین تصمیم گرفته شد ساکنان روستای همیلی به کناره رود کارون انتقال دهند . فرمان عمران وابادی ان به وسیله شیخ ثامر کعبی وبه سرپرستی شیخ جابر خان فرزند حاج یوسف وبنا به دستور امر ملوکانه شاه ایران انجام گرفت . در روز نخست ماه محرم 1315 قمری خزعل برادر کوچک شیخ مزعل با همدستی چند تن از غلامان شیخ مزعل را هنگامی کهاز قصر فیلیه خارج شد تا سوار بر بلم گردد هدف تیر تفنگ داده واو را کشتند لرد کرزون که در زمان شیخ مزعل به محمره (خرمشهر ) رفته بود می نویسد ((برادر کوچکتر هم نزد برادر (خزعل)نزد برادر ارشد است و هیچ یک از پانزده زن او فرزندی به دنیا نیاورده است . شیخ مزعل پیش از پنجاه سال سن و هیکلی جالب و قیافهای احترام انگیز دارد و می گویند خیلی ثروتمند است واز راه تجارت اسب با بمبئی ثروتی سرشار داشت